|
Nickname: |
Ricky |
|
Birth Name: |
Enrique Jose Martin Morales IV |
|
Birthdate: |
12/24/1971 |
انریکو مارتین مورالس معروف به ریکی مارتین خواننده اهل پرتوریکو در ۲۴ دسامبر ۱۹۷۱ در سان خوان جزیرهٔ پرتوریکو متولد شد. او یک خواننده پاپ آمریکایی لاتین تبار است که ابتدا با عضویت در گروه Latin boy band Menudo به شهرت رسید و سپس از سال ۱۹۹۱ به عنوان هنرمند سلو مطرح میباشد.
از بزرگترین ستارههای دنیای پاپ لاتین است که گفته میشود درهای پیروزی را در کشورهای انگلیسی زبان به روی افراد زیادی در این سبک از جمله شکیرا و انریکه ایگلسیاس باز کردهاست.آهنگ Livin' la Vida Loca او به معنای «زندگی دیوانه وار» به مدت ۵ هفته در صدر جدولهای موسیقی ایالات متحده قرار داشتهاست و اولین آهنگی از یک خواننده لاتین آمریکایی میباشد که در تاریخ بریتانیا شمارهٔ یک شد. بیشتر از ۵۵ ملیون آلبوم در سراسر جهان فروختهاست.
آلبومها
- او چپ دست است
- سه دختر جوان را در خیابانهای کلکتهٔ هند از فحشا نجات دادهاست
- او گیاه خوار است
- ریکی مارتین در گذشته قهرمان ورزش ژیمناستیک بوده است
- او مؤسسه ی خیره ای با نام خود دارد
- قد:185
کریستینا ماریا اگیلرا (زاده ۱۸ دسامبر ۱۹۸۰) خواننده و ترانهنویس سبک پاپ اهل آمریکا است. او با
خواندن آلبوم Christina Aguilera به موفقیت رسید و تاکنون پنج بار برنده جایزه گرمی شده است.
در سال ۲۰۰۵ با جردن برتمن ازدواج کرد.
زندگینامه
کریستینا در نیویورک به دنیا آمد و پدرش هاوییِر اگیلرا (کشیش ارتش اکوادور) و مادرش شلی فیلدر (پیانیست و ویالونیست متبحر ایرلندی) بودند. او به همراه خواهران و برادرانش در وکس فورد پنسیلوانیا بزرگ شد. از همان کودکی آرزو داشت که روزی خواننده شود و از همان دوران هنرمندانی مانند مدونا، ویتنی هوستون، ماریا کری، الا فیتزجرالد، جودی گارلند و اتا جیمز را مورد احترام قرار می داد.

دوران کار او به عنوان یک خواننده با اجرا در شوهای مدرسهای که در آن درس می خواند، آغاز شد. او از صدای زیبایش همواره به عنوان یک عامل موثر و قوی استفاده می کرد.
در سن ۱۲ سالگی، کریستینا در شوی The Mickey Mouse club حضوری موفق داشت که در آن در کنار بریتنی اسپیرز، کری راسل و جاستین تیمبرلیک ظاهر شدند.
پس از حضور ۲ ساله اش در یک کلوپ، کریستینا در سال ۱۹۹۸ به ژاپن سفر کرد، جایی که ترانهای همراه با کیزو ناکانیشی اجرا کرد و سپس به بازدید و گردش در ژاپن پرداخت.

به این ترتیب کریستینا تبدیل به یک ستاره شد. اینها همه وقتی آغاز شدند که او ترانهای را برای شرکت دیسنی به نام مولان فرستاد و برای کار دعوت شد. تمام استودیوها تقاضای شنیدن آن را داشتند. او به همراه ویتنی هوستون ترانه I wanna Run to you را خوانده بودند و به این ترتیب مسئولان اجرایی استودیوی مذکور دریافتند که بهترین و وسیعترین صدایی را که به دنبالش بودند، یافته اند. ۲ روز بعد کریستینا مسئول ضبط Reflection برای مولان شد و همان هفته یک قرار داد کار با RCA امضا کرد. این ترانه محبوب جوانان آن دوره شده و نامزد جایزه گوی طلایی برای بهترین آهنگ ساخته شده بیرای کارتون شد.
اولین آلبوم به نام خودش بود و در ۲۴ آگوست سال ۱۹۹۹ تولید شد و بیش از ۲۵۰ هزار کپی در عرض یک هفته از آغاز پخش آن فروش کرد.
آلبوم کریستینا اگیلرا جایزه هایی هم از طرف منتقدین و هم از طرف طرفداران دریافت کرد. چرا که از نظر تنوع موسیقی، رنج رقص و آواز، پاپ و انجیل، در نوازش روح و بسیاری موارد دیگر بی نظیر بوده و موسیقی کریستینا به خوبی تحت تاثیر قرار گرفته از انجیل گاسپل است.
سلن ماری کلادت دیون خواننده کانادایی است.
او در 30 مارس ۱۹۶۸ به دنیا آمد. این خواننده از افرادی به شمار میرود که هر ساله اکثر جایزههای موسیقی (از قبیل گرمی، جونو و اسکار) را از آن خود میکند.
وی از سبکهای متنوعی از جمله پاپ و راک اند رول و کلاسیک در ترانههایش استفاده میکند.
نام كامل: CELINE MARIE CLAUDETTE DION
تاريخ تولد: 30 مارچ 1968.
محل تولد: كوئيبك كانادا.
شغل: خواننده.
قد: 170 سانتي متر.
وزن: 50 كيلو.
علت شهرت: اجراي ترانه BEAUTY AND THE BEAST به همراه PAEBO BYSON در سال 1991.
پدر و مادر: نامشان در دسترس نيست. هر دو خواننده محلي بوده اند.
برادر و خواهر: سلن داراي 13 برادر و خواهر ميباشد كه سن همگي آنها بيشتر از وي ميباشد.
نام شوهر:RENE ANGELIL---شغل: مـديـر بـرنـامه هاي سلن ديون---
تاريخ ازدواج: 17 دسامبر 1994.

نام پسر: RENE CHARLES ANGELIL---4 ساله ميباشد.
سال، خواننده محـبـوب و پـرفـروش تـرين آلبوم را از سوي
GRAMMY - WORLD MUSIC AWARD - FELIX - JUNO-
AMERICAN AWARD دريافت داشته است.
شمار آلبومها و تـك آهـنـگهاي بفروش رفته وي در سراسر
جهان:300 ميليون.
ثروت وي: ثروت وي را 700 ميليون دلار برآورد ميكنند.
آلبومها:
1 -INCOGNITO(1987)
2-UNISON(1990)
3-CELINE DION(1992)
4-THE COLOR OF MY LOVE(1993)
5-DION CHANTE PLAMONDON(1994)
6- D`EUX=THE FRENCH ALBUM(1995)
7-FALLING INTO YOU(1996)
8- LIVE A PARIS(1997)
9-LETS`S TALK ABOUT LOVE(1997)
10-THERE ARE SPECIAL TIMES(1998)
11-AU COER DU STATE(1999)
12-ALL THE WAY...A DECADE OF SONG(1999)
13-COLLECTORS SERIES(2000)
14-A NEW DAY HAS COME(2002)
15- ONE HEART(2003)
16- 1 FILLE & 4 TYPES(2003)
17-A NEW DAY(CONCERT)(2004)
18-MIRACLE(2004)
بيوگرافي:
سـلن كـوچكـتـرين عـــضو خانواده 16 نفريشان بود. وي وخانواده فقيرش در شهر كوچكي به نـام كـوئيـبـك واقـع دركـانادا زندگي ميكردند. خانواده وي به رغم بي بضاعتي وتـنـگدستـي بـا يـكديـگر بسيار يكدل و صميمي بودند. پدرســلن كلوبي در شهر داشت كه در آن خود و خانواده اش به اجراي موسيقي و خوانندگي مي پـرداخـتـنـد و اينگونهاهــالي محل را سرگرم ميساختند. سلين به كمك مادر ويـكي از بـرادرانش نــخستين ترانه خود را اجرا و ضبط كرد. ايـن تــرانـه CE N`ETAIL QU`UN REVE (تنـها يك رويا بود)نام داشت. هنگاميـكه RENE ANGELIL صداي زيباي سلنرا شـنـيد اشك از چشمانش جاري گشت و تصميم گرفت كه از وي يك سوپر استار جهاني خلق كند. او اولين ترانـهخود را در سال 1991بنامLA VOIY DU BON DIEU (صداي خدا ) عـرضه كـرد كه در شهر خـود بسـيـار مـورد استقبالقـرار گــرفت. در سن 18 سالگي هنگامي كه سلن مايكل جـكســـون را در تلويزيون مشاهده كرد به اجليل گفت كه مـيخواهد مانند مايكل گردد. وي در آن سال اقدام به تغييرشكل ظاهري خود كرد. موهاي خود را كوتاه كرد، دندانهاي جلو آمده خود را تراشيد و در كلاسهاي زبان انگليسي ثبت نام كرد تا قادر باشد انگليسي را به رواني فرانسه صحبت كند. نخستين آلبوم انگليسي زبان وي بنام UNISON در سال 1990 منتشر گرديد كه توجه جهانيان را به خود جلب ساخت. سپس با اجراي ترانه BEATY AND THE BEAST در سال 1991 به شهرت دست يافت.
ديگر مطالب در رابطه با سلن ديون:
1-ترانه MY HEART WILL GO ON وي پـرفـروشـترين ترانه
اركسترال بشمار مي آيد.
2- سـلن بمدت 2 سال از عرصه موسيقي بدور بود. يكي
به عـلت آن كه شوهرش مبتلا به سرطان گلو شده بود و
بـايـد از وي مراقبت مي كـرد و آنكه بايد از فرزند تازه متولد
گشته خود نيز پرستاري ميكرد.
3- وي داراي عـطـر اخـتصاصي بنام خود مي باشد كـه در
سال 2003 پرفروش ترين عطر سال گرديد.
4- وي هـمـچـنين چـنـد سـالــيست مجله اي را بنام خود
منتشر ميسازد.
5- سـلن ديـون صـاحب چندين رستوران در امريكا و كانادا
ميباشد.
6-وي داراي كلكسيوني از 100 ها جفت كفش ميباشد.
7- وي مـوفـق بـه دريـافـت ديـپـلم مـتــوسط نگرديد زيرا از
دبيرستان ترك تحصيل كرد.
8- وي عاشق بازي گلف است.
9- وي موفق به كسب نشان افتخار از دولت كانادا گرديده
است.
مطالب و لینک های مرتبط :
رضا صادقی متولد ۱۳۵۸ دیپلمهی انسانیست و شهر خود رادر بندرعباس را رها کرده و برای پیشرفت و گسترده کردن کارش به تهران آمده است.

به نقل از رضا صادقی:"یک سال و نیمم بود که پزشکی، در حالی که من تب شدید داشتم، پنی سیلین را در عصب پایم تزریق کرد. تمام بدنم از کار افتاد... اولین پسر عباس صادقی (پدرم) در حال رفتن بود. از همه فامیل خواستند که بیایند و مرا ببینند... ولی من بالاخره زنده ماندم و بدنم یکی دو سال بعد خوب شد، ولی زانوهایم ضعیف ماند.
خیلی سالهاست که خودم دنبالش (دنبال درمان) نرفتم، ولی شاید در آینده بروم. اگر استراحت سه، چهار ساله ای به خودم بدهم شاید در آن فرصت اینکار را بکنم. خیلی هم هوس کردم که یک کوچولویی به من "بابا" بگوید... الان یکی از پاهایم قدرتش از دیگری بیشتر است.... من در جبهه نبودم و متولد 1358 هستم.
قبلا طرفدار دو آتشه فوتبال و تیم پرسپولیس بودم ولی الان دنبال مشکی ام.
این عصاها -- یا به تعبیر خودم "همسفرهایم" -- طرح خودم بوده اند چون می خواستم هر کجا که خواستم بروم مثلا اگر کسی بالای کوه می رود، من هم بتوانم با کمک اینها آنجا بروم. من تا بالای "دربند" رفته ام. دوست دارم یک روزی بدون اینها باشم، هر چند دلم برایشان تنگ می شود...

با درست کردن تک آهنگها بیشتر به دنبال آزمایش کردن بودم تا بفهم که آیا سبک خاصی مورد پسند قرار می گیرد یا نه. من صاحب سبک نیستم و لی می توانم صاحب روش باشم.
من معتقدم که تا زمانی که آهنگی ساخته نشده من صاحبش هستم وقتی که آهنگ بیرون می آید دیگه متعلق به مردم است. خیلی از خوانندگان لطف می کنند و اسمی از من می برند، آنهایی که اسم نمی برند این حس را ایجاد می کند که چیزی که متعلق به خلوت خودت است را از تو می گیرند، رنگ می زنند و دوباره به مردم ارایه می کنند."
در دی ماه سال 1351 در خانواده ای هنردوست در شهر تهران متولد شد.
در سنين کودکی به حدی به موسیقی علاقه مند بود که صدای هر سازی، خصوصا سنتور وی را شديدا تحت تاثير قرار ميداد.

در سن 9 سالگی با استفاده از وسائل ابتدائی توانست سازی شبيه به سنتور بسازد و خود را با نواختن آن سرگرم کند. با توجه به اين علاقه وافر، والدين او يک ساز سنتور برای وی تهيه کردند و جالب اينکه او توانست بدون هيچگونه آموزش قبلی، اين ساز را به درستی کوک کند و بنوازد! البته در آن زمان به دليل سکونت در يکی از شهرستانهای شمال کشور، امکان دسترسی به استاد برای وی ميسر نبود و او تنها از طريق مراجعه به کتابها و نوارهای کمک آموزشی ميتوانست امر فراگيری را دنبال کند که خوشبختانه به همین روش در مدت کوتاهي به پيشرفت قابل توجهی دست يافت. همچنين در کنار فراگيری نوازندگی، هنر آهنگسازی و خوانندگی را با علاقه دنبال می نمود. به هر حال در تمام اين دوران او مجبور بود که خود، استاد خود باشد!
فعاليت حرفه ای وی از سال 1370 در زمينه های نوازندگی، آهنگسازی، تنظيم، نظارت بر ضبط و توليد آثار موسيقی آغاز شد. حاصل اين تلاش آثار متعددی در گونه ها و فرمهای مختلف موسيقی است که به صورت کاست و CD منتشر شده است. وی از سال 1375 با تشکيل گروه هنری مهرآوا ضمن همکاری با صدا و سيما کنسرتهای متعددی را در ايران و مراکز معتبر علمی و فرهنگی کشورهايی چون انگلستان، روسيه، اسپانيا، ژاپن (فستيوال مين اون)، کره، هندوستان، مالزی و ... به اجرا در آورده که همگی آنها به لطف الهی با موفقيت روبرو بوده است.

مجيد اخشابی بدون ترديد از جوانان فعال، با استعداد و موفق در عرصه هنر موسيقی کشورمان است که افتخار همکاری با استادانی چون محمدعلی معلم، فريدون شهبازيان، همايون خرم و بسياری از هنر مندان صاحب نام ديگر تجربيات ارزنده ای را برای وی به ارمغان آورده است. تحصيلات وی در رشته مهندسی عمران است .
اکثر ترانههای وی با همراهی ربکا زدیگ خوانده شده است.
همینطور آرش یکی از ترانههای خود به نام «موسیقی زبان من است» (Music is My Language) را همراه با دیجی علیگیتور خوانده است.
فرامرز اصلانی آهنگساز، نوزانده (گیتار و سهتار) و خوانندهٔ موسیقی پاپ ایرانی است.

زندگی
اصلانی فارغالتحصیل رشته روزنامهنگاری از دانشگاه لندن است.
او ترانهها و موسيقیاش را عمدتآ خود می نويسد. و آن را به همراه سبك مخصوص گیتار و آوازش اجرا میكند. وی پس از پايان تحصيلات به روزنامهنگاری پرداخت و مقالات بسياری را به زبان های انگلیسی و فارسی منتشر كرد.
سپس به ایران بازگشت و فعالیت خود را یكی از دو روزنامه معتبر انگلیسی آن سالها در ايران به نام Tehran Journal آغاز کرد. در سال 1977 او مورد توجه رئيس كمپانی CBS در تهران قرار گرفت و نخستين مجموعه از آثار موسيقي خود را تحت عنوان دلمشغولیها به همراه كمپانی CBS منتشر كرد كه به سرعت توانست جزو پرفروش ترین آثار موسیقی در آن سال قرار گيرد.
پس از انقلاب سال 1979 او به همراه خانوادهاش ایران را ترك کرد و در انگلستان سكنی گزید. در آنجا به طور همزمان فعاليتهای مطبوعاتی و موسیقاییاش را پی گرفت.
هر دو فرزند او به نامهای فدرا و ركسانا نيز مثل پدر در حوزه موسیقی فعالیت میكنند. یکی از مهمترین آثار اصلانی که در ایران هم به شهرت فراوانی رسید آلبومروزهای ترانه و اندوه بود.
خصوصیت صدا
صدا و تکنیک خوانندگی او از دیگر خوانندههای همنسل خود متفاوت است و صدایش از بخش درونی حنجره به نرمی ادا میشود که در آخر ممتد و لرزان میشود.همچنین گاهی فراز وفرودهایی به صدای خود می دهد.اصلانی این کار را به بهترین شکل انجام میدهد.
پخش صدای اصلانی
موسیقی فرامرز اصلانی در داخل ایران اجازه پخش ندارد. اما برخی آهنگهای او از جمله الا ای آهوی وحشی کجایی با شعری از حافظ بارها از رادیوی جمهوری اسلامی ایران پخش شدهاست.
آثار
-
روزهای ترانه و اندوه
-
به یاد حافظ
-
اگه یهروز
-
معشوق همینجاست
-
رومی (با داریوش و رامش)
-
خط سوم
محمد اصفهانی روز چهاردهم تیر ۱۳۴۵ در تهران زاده شد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در بهترین مدارس تهران بپایان رساند.

سپس با شرکت در کنکور سراسری و اخذ رتبه ۱۷۸ به دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران راه یافت و در سال ۱۳۷۶ دانشآموخته گردید وی همزمان با تحصیل علم به کسب هنر نیز اهتمام ورزید.
محمد اصفهانی موسیقی ایرانی را با بهره مندی از مکتب محمدرضا شجریان و شاگرد برجستهاش علی جهاندار آموخت. سپس از استادانی چون: همایون خرم، فریدون شهبازیان و بابک بیات در زمینه تصنیفخوانی و ترانه و زیباییشناسی در الحان موسیقی ملی ایران بهره برد.

نصرالله معین در سال ۱۳۳۶ در شهرستان نجف آباد واقع در استان اصفهان در خانواده ای کاملا مذهبی و از نظر مالی در سطح متوسط و پر جمعیت به دنیا آمد.
او در دوران نوجوانی و جوانی قرآن را با صوت و اشعار و غزلیات شعرای بزرگ را با لحنی زیبا میخواند. وی در سن ۱۸ سالگی با یادگیری ساز تار با نتها و گوشه های موسیقی و آوازی آشنا شد. او در همان دوران با دوستان خود در مجالس شادمانی برنامه های بسیاری در شهر خود و دیگر شهرهای استان اصفهان اجرا میکرد.

زندگی حرفه ای
معین در سن ۲۰ سالگی در اصفهان به خاطر استعداد و صدای زیبای خود توانست با اساتیدی همچون تاج اصفهانی و حسن کسائی آشنا شود و در کلاس های آواز و موسیقی ایشان شرکت کند. معین در سالهای پیش از انقلاب اسلامی در ایران( از سال ۵۵ تا ۵۸ ) به طور مداوم هر شب در هتل عباسی و هزارویک شب اصفهان برنامه اجرا میکرد. او به خاطر همین کار توانست با افراد بیشتری در زمینه موسیقی و آواز آشنا شود. بعد از انقلاب اسلامی معین فعالیتهای خود را تا قبل از انقلاب فرهنگی ادامه داد و در سال ۵۹ توانست اولین کاست خود را با نام یکی را دوست میدارم را منتشر کند و صدای خود را به تمام ایرانیان در سراسر ایران و دنیا برساند. وی در سال ۱۳۶۰ ایران را ترک کرد و در ایالات متحده آمریکا با کمک دوستانی همچون هایده توانست کار خود را شروع کند و تا به امروز ادامه دهد.
شایعات
اولین و باور انگیز ترین شایعه در مورد معین اینست که میگویند معین نابینا میباشد. در صورتی که معین از هر دو چشم بینا است و فقط یکی چشمان او به خاطر صدمه دیدن عصب پلک او در زمان نوجوانی کم سو شده و به خاطر غیر متعادل بودن پلک ( ناتوانی باز نگه داشتن او در زمان طولانی) چشمش از عینک آفتابی طبی استفاده میکند.
دومین شایعه که بیشتر از روی اشتباه است نام معین میباشد که او را به اسم رضا میشناسند و گروهی اسمش را معین میدانند در صورتی که نام وی نصرالله میباشد. رضا شاعر بیشتر آهنگهای معین قبل از خروج وی از ایران بوده و بخاطر اینکه در کاستهایی که منتشر شد نام این دو را در کنار هم به این صورت رضا . معین چاپ کرده بودند بیشتر دوستاران وی به اشتباه او را رضا معین خواندند و یا بعضی ها اسم او را معین تصور کردند.
شایعات بسیار دیگری هم هست همانند اینکه امید برادر معین میباشد در صورتی که معین هیچ نسبتی با امید ندارد
(معین ۳ برادر به نامهای مصطفی مرتضی و فتح الله داشت که فتح الله در سال ۱۳۸۲ فوت کرده).
ویا اینکه معین در آمریکا دارای چند شرکت بزرگ و چند غمار خانه و مشروب فروشی است. در صورتی که او تنها منبع درآمدش فقط از راه خوانندگی و کلاسهای موسیقی میباشد.
وی از مشروب متنفر است زیرا او به دین اسلام اعتقاد دارد و نماز خود را ترک نگفته و همیشه با خدای خود در راز و نیاز است. و همیشه موفقیت خود را در کمک خداوند به خود میداند.

امروزه معین به خاطر موقعیت بالایی که دارد بیشتر از پیش به آهنگها و ترانه هایی که قرار به اجرای آن دارد حساسیت نشان میدهد. و از طرف دیگر به خاطر وجود افرادی که هیچ از این هنر والا نمیدانند و فقط صرف داشتن موقعیت مالی بالایی که برخوردارند بیشتر این هنر را به تفریح تشبیه کرده اند کمتر کسی هست که اشعار و آهنگهای مناسب برای معین بسراید و بسازد. به همین خاطر انتشار کارهای جدید از طرف او با فواصل بسیار انجام میگیرد.
سیاوش تا 8 ماهگی در اهواز به سر برد، اما پس از آن به همراه 3 برادر و تنها خواهر خود و پدر و مادرش به تهران میرود.
او تا سن 11 سالگی در تهران میماند اما شیفتگی او به موسیقی باعث میشود که به پیشنهاد یکی از دوستان به نام سید صادق احمدی که در انگلستان تحصیل میکرد درس را رها کرده و برای تحصیل موسیقی راهی انگلستان شود. (او اولین آهنگ خود را در 14 سالگی در تهران با نام ای قایقران ساخت که توسط ضیا خوانده شد).
قمیشی به به لندن که مهد آن روزهای موسیقی دنیا بود پا میگذارد و برای تحصیل موسیقی به دانشگاه سلطنتی لندنroyal society of arts میرود و با مدرک فوق لیسانس آهنگسازی دانشگاه را ترک میکند.او از آن پس تا سن 25 سالگی در لندن میماند و با گروههای موسیقی مختلف از جمله rebelsوwingers و insects به عنوان پیانیست و خواننده همکاری میکند.
او در سن 25 سالگی به ایران بازمیگردد و تا سن 34 سالگی در ایران میماند. او در این مدت اولین آلبوم خود به نام فرنگیس را منتشر ساخت و برای خوانندههای زیادی از جمله بتی اقدام به آهنگسازی کرد.
اما او پس از آن در هنگام انقلاب اسلامی ایران برای یافتن شرایط مناسب کاری که بعد از انقلاب در ایران مهیا نبود به آمریکا و شهر لس آنجلس مهاجرت کرد و دورهای طولانی حدود 25 سال را را در آمریکا گذراند. او در طی این دوره پلههای ترقی را یک به یک پیمود و اکنون توانسته است به یکی از مهمترین آهنگسازان ایرانی بدل شود. او در طی این مدت 11 آلبوم منتشر کردهاست.
سیاوش قمیشی مدتی پیش و در سن 61 سالگی آمریکا را برای همیشه ترک کرد و به یکی از روستاهای کشور آلمان مهاجرت کرد.
سیاوش قمیشی در طول زندگی خود 5 بار ازدواج کرد که آخرین آن با خانم نازنین مرعشی بود (سیاوش حدود 30 سال از ایشان مسنتر بود) و هم اکنون و پس از مهاجرت از آمریکا به تنهایی و با یک پرستار زندگی میکند. ثمره این 5 ازدواج تنها یک فرزند پسر به نام علیرضا است که در ایران ( جزیره کیش) زندگی میکند و بالغ بر 35 سال سن دارد. سیاوش به ندرت در مورد زندگی خصوصی خود صحبت میکند و تا اکنون نیز اطلاعات کاملی درباره زندگی او در دسترس نیست.
بیشترین علاقه او در گوش کردن به موسیقیهای روز دنیا و پرورش گل و نگهداری از گربه سیاه رنگش موسول خلاصه میشود. بهترین خواننده از نظر او در دوره ی فعلی جرج مایکل است و به گروه بیتلزنیزعلاقه زیادی دارد. او در همه حال از رنگ سیاه در پوشش خود استفاده میکند.
آلبومهای سیاوش قمیشی
-
فرنگیس در سال 1353
-
حکایت 1371
-
خواب بارون 1372
-
تاک 1373
-
شهر خورشید 1374
-
هوای خونه 1375
-
قصه امیر 1376
-
قاب شیشه ای 1377
-
قصه ی گل و تگرگ 1378
-
شکوفه های کویری 1379
-
حادثه 1380
-
نقاب 1381
-
بی سرزمین تر از باد 1382
-
روزهای بی خاطره 1384
-
آلبوم رمیکس Sunset To Sunrise 1385
لیلا فروهر خواننده پاپ ایرانی است.

او فرزند یکی از هنرپیشگان پیشین سینمای ایران به نام جهانگیر فروهر است.
لیلا فروهر متولد 4 اسفند 1337 میباشد که در خانوادهای هنرمند از مادری هنرپیشه به نام فرنگیس فرحزادی به دنیا آمد.
چندین سال بعد خواهر لیلا به دنیا آمد که فریبا نامیدندش. لیلا از 4 سالگی با بازی در سلطان قلبها در کنار زنده یاد فردین کار خود را شروع کرد.
لیلا از 14 سالگی خوانندگی را به طور حرفهای آموخت وخواند. وی در ابتدای حرفهاش قرار داشت که انقلاب شد.او چندین سال بعد از انقلاب در ایران ماند و چند تئاتر بازی کرد .خواهرش فریبا دوره دبیرستان را به پایان رساند و اول از همه به امریکا سفر کرد.
در آمریکا به لیلا پیشنهاد کنسرت شد و او هم خواند .او با مخمل ناز که اولین آلبومش در خارج از ایران بود شروع کرد.18 سال در امریکا خواند. او در 19 اوت 2004 با فردی به نام اسی (اسماعیل) ازدواج کرد. و بعد زندگی خود را از مادر و خواهر و برادرش جدا کرد و به اورنج کانتی رفت. او هم اکنون آلبوم یک بوسه را به پایان رسانده و فعلن به دلیل بچه دار شدنش کنسرت ندارد ولی آلبوم بیرون میدهد.

هیچکس لقب سروش لشکری از اولین خوانندگان رپ فارسی است که به طور زیر زمینی فعالیت میکند.

سروش لشکری چندی پیش اولین آلبوم موسیقی رپ خودش تحت عنوان جنگل آسفالت را ارائه داد.
همچنین هیچکس پیش از تدارک آلبوم جنگل آسفالت بیش از ۱۰ ترانه رپ به زبان فارسی منتشر کردهاست. مهدیار آقاجانی نام آهنگساز ترانههای هیچکس در آلبوم جنگل آسفالت است.
سروش لشکری در آهنگهایی که میخواند مدام تاکید شدیدی بر وجود خون آریائی در رگهایش میکند و همچنین برای خودش از القابی نظیر : طیب و پدر خوانده و پدر رپ فارسی استفاده میکند.
همچنین در آهنگهایش از وجود لاتهای بیخطر در زندان صحبت میکند.
سروش هیچکس علاوه بر آلبوم جنگل آسفالت تعداد زیادی موسیقی رپ با همکاری رپرهای دیگر فارسی زبان و انگلیسی زبان نطیر: ابلیس، Reveal، زدبازی، قاف، سامان ویلسون، حسام، آرش و m ziper تولید کرده و به بیرون فرستادهاست.

وی همچنین اهل میدان ونک در تهران است

اولین آهنگ ستار << خانه به دوش >> نام داشت که بر اساس سریال معروف خانه بدوش ( مراد برقی ) که پرویز کاردان بازیگر و کارگردان آن بود در 22 سالگی اجرا نمود. این آهنگ با شعری ازایرج جنتی عطائی وآهنگی ازبابک بیات سر آغازی شد تا ستار با خواندن آهنگهای همسفر - شهرغم - صدای بارون - سرسپرده - شازده خانوم-گل سنگ و ده ها آهنگ دیگر به شهرت و محبوبیت برسد . ستار تا به امروز بیش از دویست آهنگ و ترانه اجرا کرده که بیشترین آنها در رده ی آهنگهای ماندنی در عرصه موسیقی کشورمان بوده است.
ستار با صدا و حنجره ی استثنائی و همچنین علاقه خاصی که به موسیقی اصیل ایرانی دارد در هر دو سبک موسیقی پاپ و اصیل ایرانی یکی از بهترین هاست. وهر دو نوع موسیقی را بسیار زیبا و ماهرانه اجرا می کند. ستار به عنوان یک هنرمند با شخصیت مورد احترام جامعه و همکاران خود می باشد . او به ورزش فوتبال نیز علاقه زیادی دارد وبه عنوان بازیکن و کاپیتان تیم فوتبال هنرمندان سالیان درازی است که به بازیگری ادامه میدهد.(در ضمن ستار دوران خدمت سربازی اش را در مشهد گذرانیده است.)
خانواده ی ستار
ستار با خانومی که دو دختر 8 و 5 ساله داشت ازدواج کرد. و بعد از آن احتمالا در سال 1363 صاحب دختری دیگربه نام شیلا شد. اسم دو دختر دیگر ستار شینا و شیداست. sattarmusic.com
محمدرضا شجریان (۱ مهر ۱۳۱۹) خواننده برجسته موسیقی ایرانی است.
زندگی

محمدرضا شجریان مهر ۱۳۱۹ در مشهد زاده شد. آوازخوانی را از کودکی با همان لحن کودکانه آغاز کرد. از کودکی با توجه به استعداد و صدای خوبش تحت تعلیم پدر که خود قاری قرآن بود مشغول به پرورش صدای خویش شد، و در ۱۰ سالگی در رادیو به تلاوت قرآن میپرداخت. در سال ۱۳۵۷ در مسابقه تلاوت قرآن کشوری رتبه اول را به دست آورد. در سال ۱۳۳۷ به رادیو خراسان رفت و در رشته آواز مشغول فعالیت شد. سپس برای اجرای برنامههای گلها به تهران نزد استاد پیرنیا دعوت شد و در بیش از یکصد برنامه گلها و برگ سبز شرکت کرد. او از سال ۱۳۴۵ با احمد عبادی آشنا شد و از سال ۱۳۴۶ در کلاس مهرتاش شرکت نمود.
در ۱۳۵۰ با فرامرز پایور آشنا شد و یادگیری سنتور و ردیفهای آوازی را دنبال کرد. از سال ۱۳۵۲ نزد عبدالله دوامی کلیه ردیفهای موسیقی و شیوههای تصنیفخوانی را فرا گرفت. ۱۳۵۴ نزد نورعلی خان برومند سبک سید حسین طاهرزاده را فرا گرفت.
شیوههای آوازی اقبال السلطان، تاج اصفهانی، میرزا ظلی، ادیب خوانساری، قوامی و بنان را روی صفحات و نوارها به دقت دنبال کرد. از ۱۳۵۴ تدریس هنرجویان را در رشته آواز در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران آغازکرد و در سال ۱۳۵۸ با تعطیلی این رشته کار تدریس خود را پایان داد.
در ۱۳۵۷ چندین سرود میهنی اجرا کرد و همکاری خود را با سازمانهای دولتی ادامه نداد و در خانه به تحقیق و تدوین ردیفهای آوازی پرداخته و به آموزش شاگردان قدیمیاش همت گماشت. شجریان اکنون به همراه پسرش همایون شجریان به ترویج و اشاعه موسیقی اصیل و سنتی ایرانی میپردازد.
کنسرتها
شجریان کنسرتهای زیادی برگزار کرده است، که از کنسرت راستپنجگاه به همراه محمدرضا لطفی و ناصر فرهنگفر مهمترین آنها به شمار میرود. از کارهای دیگرش، همکاری با گروه عارف و شیدا و همچنین چاووش بود که آثاری به یادماندنی موسیقی ایران را شامل میشوند. کنسرت هم نوا با بم نیز از جمله کنسرتهای به یاد ماندنی استاد شجریان میباشد که در آن کنسرت سبک جدیدی از آواز مرغ سحر را با همخوانی فرزند برومندش اجرا نمود . پس از آن با اجرای کنسرتهای بسیار به همراه استادان دیگر به شناساندن موسیقی ایران در جهان کارهای بسیاری انجام داد که هنوز هم ادامه دارد. به همراه مشکاتیان، لطفی، علیزاده، موسوی، پیرنیاکان، کسایی و دیگر استادان کارهای بسیاری ضبط کرده است. هم اکنون نیز به اجرای کنسرت به همراه همایون شجریان، حسین علیزاده و کیهان کلهر مشغول است.
استادان آواز
اسماعیل مهرتاش،رضاقلیمیرزا ظلی، تاج اصفهانی، احمد عبادی، عبدالله دوامی،اقبالالسلطان آذر، قمرالملوک وزیری، نورعلی برومند، و محمود کریمی از جمله استادانی بودند که محمدرضا شجریان ردیفها، گوشهها، و دورههای آوازی موسیقی ایرانی را پیش آنها تمرین کرد، همچنین نوازندگی سنتور را نزد جلال اخباری و استاد فرامرز پایور آموخت. خود عبدالله خان دوامی شاگرد افرادی چون میرزا عبدالله و درویش خان از بزرگان موسیقی و آواز ایرانی بوده است.
همکاری با رادیو و تلویزیون
برای اولین بار در سن ۱۰ سالگی به تلاوت قرآن در رادیو محلی پرداخت و در سال ۱۳۳۷، ۱۸ ساله بود که مشغول به همکاری با رادیو خراسان شد. سال ۱۳۴۶ به تهران آمد و در اواخر دهه ۴۰ و تا سال ۵۶ با «رادیو ایران» همکاری کرد. به دلیل مخالفت خانواده با نام مستعار «سیاوش بیدگانی» در برنامه «برگ سبز» و «گلهای تازه» اجراهای بسیاری توسط کنسرت رادیو به همراه محمدرضا لطفی، جلیل شهناز، حسن ناهید، ناصر فرهنگفر و دیگر نوازندگان آن دوره اجرا کرد. در سالهای آخر حکومت محمدرضا شاه پهلوی، شاه ایران، همکاری خود را به گفته خود به دلیل «پخش آهنگهای مبتذل» با رادیو و تلویزیون قطع کرد. پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران و متعاقب آن انقلاب فرهنگی سال ۱۳۵۹ و قطع برنامههای موسیقی همکاری او نیز با رادیو قطع شد.
در سالهای اخیر و پس از اصلاحات، رادیو فرهنگ، در برنامه نیستان برخی از کارهای قدیمی و جدید او را پخش میکند، همچنین شبکه چهار جمهوری اسلامی در برنامهای تحت عنوان آوای ایرانی، با استفاده از «گنجینه گلهای تازه رادیوایران» آواز شجریان را همراه با تصاویری از خوشنویسی، نگارگری و دیگر هنرهای ایرانی پخش میکند.
جوایز
در سال ۱۳۷۸ موفق به دریافت جایزه پیکاسو و دیپلم افتخار از طرف سازمان یونسکو در پاریس شد. این جایزه هر پنج سال به هنرمندی که برای شناساندن فرهنگ و هنر کشورش میکوشد اهدا میشود. پیش از وی، این جایزه را نصرت فاتحعلیخان خواننده قوالی از پاکستان دریافت کرده بود.
محتوای کاری
بیشتر آوازها و تصنیفهای اجرا شده گزیدهای بوده است از اشعار شاعران بزرگ ایران چون سعدی، حافظ، مولوی، باباطاهر، خیام و برخی تصنیفهای قدیمی با مضامین عاشقانه، و اجتماعی؛ همچنین استاد شجریان در برخی کنسرتها و کارهای جدیدتر خود از «شعر نو» شاعرانی چون فریدون مشیری، نیما یوشیج، سهراب سپهری، مهدی اخوانثالث و هوشنگ ابتهاج استفاده کرده است. از جمله کارهای مشترک او گزیدهای است از رباعیات خیام با صدای شجریان و رباعیخوانی احمد شاملو.

خوشنویسی
محمدرضا شجریان علاوه بر استعدادش در آوازخوانی، علاقه زیادی به خوشنویسی ایرانی دارد، او از سال ۱۳۴۴ به فراگیری خوشنویسی نزد استادان ابراهیم بوذری، و حسین میرخانی میپردازد. در حال حاضر ایشان سبک ویژه خوشنویسی خود را دنبال میکننددر ضمن دارای درجه ممتاز نستعليق میباشد
آثار
-
"سرود مهر" این اثردر آواز بیات ترک و افشاری به همراه اثر قبل به صورت همزمان اجرا و انتشار یافته است
-
"ساز خاموش"در آواز دشتی، سال ۱۳۸۴ اجرا و سال ۱۳۸۶ انتشار یافته است.
-
جام تهی، اردیبهشت ۱۳۸۴(که در این سال به صورت رسمی بیرون آمد ولی ضبط آن به دهه پنجاه بر میگردد)
-
فریاد، ۱۳۸۳
-
بی تو به سر نمیشود، ۱۳۸۱
-
زمستان است، ۱۳۷۹
-
بوی باران ۱۳۷۸
-
آرام جان، ۱۳۷۸
-
آهنگ وفا، ۱۳۷۸
-
تلاوت قرآن ۱و ۲، ۱۳۷۸
-
شب، سکوت، کویر، ۱۳۷۷
-
چهره به چهره،۱۳۷۷
-
راست پنجگاه، ۱۳۷۷
-
معمای هستی، ۱۳۷۶
-
شب وصل، ۱۳۷۶
-
رسوای دل، ۱۳۷۶
-
عشق داند، ۱۳59
-
ساز قصهگو، ۱۳۶۷
-
در خیال، ۱۳۷۵
-
پیغام اهل دل، ۱۳۷۵
-
همایون مثنوی، اجرا ۱۳۶۳، انتشار ۱۳۷۴
-
گنبد مینا، ۱۳۷۴
-
جان عشّاق، ۱۳۷۴
-
چشمهٔ نوش، ۱۳۷۴
-
یاد ایام، ۱۳۷۴
-
دلشدگان، ۱۳۷۱
-
آسمان عشق، ۱۳۷۱
-
سرو چمان، ۱۳۷۰
-
خلوت گزیده،۱۳۷۰
-
دل مجنون، ۱۳۷۰
-
پیام نسیم، ۱۳۷۰
-
دستان، ۱۳۶۷
-
دود عود، ۱۳۶۷
-
نوا، ۱۳۶۵
-
مرکب خوانی، ۱۳۶۵
-
سر عشق، ۱۳۶۵
-
ماهور، ۱۳۶۵
-
آستان جانان' 1362
-
بیداد، ۱۳۶۴
-
پیغام اهل راز (راز دل و انتظار دل)، ۱۳۵۸
-
گلبانگ، ۱۳۵۷
-
برنامه گلهای ۲۳، ۲۵، ۴۱، ۷۱، ۷۷، ۱۰۷، ۱۲۱، ۱۳۳، ۱۴۱، ۱۴۷، ۱۵۸، ۱۶۰
-
سپیده
-
به یاد عارف
-
بت چین
-
دولت عشق
-
جان جان
-
رباعیات خیام
-
قاصدک
-
قرآن در دستگاه فارسی
شاگردان
-
شهرام ناظری
-
علیرضا افتخاری
-
همایون شجریان
-
حسام الدین سراج
-
ایرج بسطامی
-
حمیدرضا نوربخش

زندگی
او در محله مسجد بلال شهر بندرعباس به دنیا آمد. پدرش کارگر بازنشسته شرکت ملی بود. ناصر فرزند سوم خانواده بود. از 13 سالگی به موسیقی علاقمند شد. فعالیتهای هنری خود را از سالهای نوجوانی در صدا و سیما و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی استان هرمزگان آغاز كرد.
وی کار حرفهای را به طور جدی از سال 137۴ خورشیدی آغاز کرد. در سال 1375 همراه با همسرش به تهران آمد. محمدعلی بهمنی شاعر هرمزگانی و دوست نزدیکش، وی را به انتشارات دارینوش معرفی کرد. پس از آن آلبومهای ناصر را این انتشارات ضبط و منتشر کرد.
عبدالهی در سوم آذرماه 1385 در بندرعباس به دلایل نامشخصی بیهوش و به کما رفت و پس از گذراندن 27 روز در کما در بیمارستان هاشمینژاد تهران درگذشت.
از او چهار فرزند به نامهای نوید، نازنین، نامی و نینا به جا ماندهاست.
بررسی آثار
عبدالهی در ترانههای خود از کسی تقلید نمیکرد و صدایی منحصر به فرد داشت. بیشتر اشعار ترانههای او از سرودههای محمدعلی بهمنی بود. در کار موسیقی به گفته خود وی تحت تأثیر سبک موسیقی ابراهیم منصفی بود. طوری که در سالهای آغازین کار هنری ترانههای منصفی را بازخوانی میکرد.
عبدالهی همچنین با موسیقی غربی و ایرانی آشنا بود و به آثار محمدرضا شجریان و علیرضا افتخاری علاقه بسیاری داشت.
ناصریا
پس از ارائه ترانه ناصریا منتقدان عبدالهی گفتند که این كاری اسپانیولی است و از ملودیهای جیپسی کینگ برگرفته شدهاست، اما وی معتقد بود که چنین نیست، و این كار ریتم عربی دارد، ریتمی كه بارها با سازهای دیگری نظیر عود، دهل، و دف نواخته شدهبود. اما تاكنون هرگز با گیتار نواخته نشدهبود، اما عبدالهی این كار را انجام داد.
ملودی ترانهی ناصریا سال 1376 ساخته شد. شعر این آهنگ به گویش بندری است و به گفته عبدالهی هدف از ساخت آن اعتراض ضد ظلم در جهان و نیز همدردی با ستمدیدگان جهان بودهاست. بر اساس متن شعر ناصریا اگر كسی به اسم ناصر بودن قصد یاری مظلومی را داشتهباشد پس از تحمل سختی بسیار و دشواریهای این راه در پایان پیروز خواهد شد.

آلبومها
- بوی شرجی
- هوای حوا
- عشق است (همراه با پرویز پرستویی و محمدعلی بهمنی)
- دوستت دارم
- ماندگار
ناصر عبدالهی خواننده محبوب پاپ ايران چهارشنبه ۲۹ آذر در بيمارستان شهيد هاشمی نژاد در پی از کار افتادن کليه هايش در گذشت.
روحش شاد

محل تولد: شهر ری ، کوچه آبشار
تعداد افراد خانواده: 4 نفر
آغاز نواختن پیانو: 5/5 سالگی
اولین استاد پیانو: کاووس سمندر
استادان بعدی: جواد معروفی ،مصطفی پورتراب
آغاز خواندن : نوروز سال 77
اولین آهنگ: « عیدانه» از اشعار مولانا و با آهنگسازی « فواد حجازی»
اولین آلبوم: Loving Migration تابستان 78
دومین آلبوم: « حال من بی تو» پاییز 79
سومین آلبوم: « عشق الهی» پاییز 80
اولین کنسرت: در سن 16 سالگی ودر سالن « ابوریحان بیرونی» در دانشگاه شهید بهشتی_ نواختن پیانو
زندگی
کودکی و نوجوانی
او در سال 1329 محلهٔ سلسبیل تهران متولد میشود، پدر او - فتح الله - کارمند ادارهٔ دخانیات بود، در تنهایی خود به سرودن شعر و نواختن تار میپرداخت. او از مالکان بزرگ روستای نراق ـ ما بین قم و کاشان ـ به شمار میآمد. فریدون تنها پسر خانواده بود و سه خواهر به نامهای پروانه، عفت و فروغ داشت که هم اکنون در قید حیات هستند.
او در سال 1335 و در شش سالگی، تحصیل را آغاز کرد و عاقبت درسال 1347 مدرک دیپلم علوم طبیعی را گرفت و پس از آن دیگر تحصیل را رها کرد. وی موسیقی را بدون داشتن داشتن استاد و با توجه به علاقهای که به موسیقی راک و مخصوصاً آثار ری چارلز داشت، با تمرین میآموخت.
دههٔ چهل و اجرا در کافهها
درسن 16 سالگی، با همراه ساختن گروهی نوازنده با خود موسیقی را به صورت جدی شروع میکند و در مکانهای مختلف به اجرای ترانهها وآهنگهای غربی معروف در آن روزگار و به خصوص موسیقی بلوز میپردازد و تا سن 18 سالگی فعالیت خود را به همین صورت ادامه میدهد. در این دوران است که پس از یک شکست عاشقانه، مدتی از موسیقی دست میکشد، اما پس از این مدت کوتاه کنارهگیری، درسال 1348 صاحب کاباره کازابای شیراز از فروغی و همراهانش برای اجرا در آن مکان دعوت میکند[1] (در [2] زمان سفر فروغی به شیراز و همکاریاش با کازابا، اوایل دههٔ پنجاه و همزمان با انتشار موسیقی فیلم تنگنا مشخص شدهاست که به احتمال نزدیک به یقین صحیح نیست). در اواخر این دهه وی اواخر دهه چهل، او به خوانندهٔ بلندآوازهٔ کلوپهای شبانه تهران قدیم و ستارهٔ صحنهٔ کافههای معروفی چون مارکیز و کاکوله بدل شد.
دههٔ پنجاه و شهرت

درسال 1350، خسرو هریتاش، کارگردان فیلم آدمک در تلاش برای پیدا کردن خوانندهای تازه نفس بود که فریدون فروغی، به او معرفی میگردد و با یک بار زمزمه کردن ترانهها، خسرو هریتاش متوجه میشود که شخصی را که به دنبالش بوده، یافته است. در نتیجه، دو ترانه به نامهای «آدمک» و «پروانهٔ من» را با موسیقی تورج شعبانخانی و اشعار لعبت والا، برای فیلم هریتاش اجرا میکند.
پس از اکران فیلم، صفحههای 45 دور این دو ترانه، درصفحهفروشیهای معروفی چون آل کوردوبس، پاپ،دیسکو، بتهوون، و پارس عرضه میگردد. این دو ترانه گل میکند و بر سر زبانها میافتد و فریدون فروغی به شهرت میرسد. گرچه در آن زمان به او خرده میگرفتند که صدای فرهاد را تقلید میکند، اما همین باعث شد تا دیگر زیر سایه نام خوانندهٔ محبوبش ری چارلز قرار نگیرد.
بعدازگذشت مدتی فرشید رمزی - کارگردان نمایش تلویزیونی شش و هشت - با فریدون فروغی قرارداد میبندد و فروغی درسال 1351 بعداز پنج سال مشابهخوانی آثار ری چارلز را کنار میگذارد. این همکاری باعث تولد آثاری چون زندون دل و غم تنهایی میگردد که اولی، فروغی را تبدیل به هنرمندی صاحب سبک میکند. فتنهٔ چکمه پوش ساختهٔ همایون بهادران دومین فیلم سینمایی بود که فروغی در سال 1351 برای تیتراژ آن ترانهای را به همین نام اجرا کرد. درهمین سال توسط یکی ازدوستانش با گلی فتورهچی آشنا میشود و با او ازدواج میکند.
سال بعد تنگنا ساختهٔ امیر نادری با ملودیهای شورانگیز و تکاندهندهٔ منفردزاده، صدای فروغی را بر تیتراژ داشت. در همان سال - 1352 - چندین ترانه را اجرا میکند که شاخصترین آنها نماز (یا نیاز به روایت ساواک!) است، با شعری از شهیار قنبری و موسیقی منفردزاده؛ ترانهای که منجر به بازخواست هر سه نفر از طرف ساواک میگردد. او ترانهٔ هوای تازه را در همین سال در برنامهٔ تلویزیونی رنگارنگ اجرا میکند و همچنین در همین سال است که به درخواست فرزان دلجو ترانهای را برای فیلم یاران (با بازی و کارگردانی دلجو) اجرا میکند.
درسال 1353، فروغی به علت عدم تفاهم با همسرش از وی جدا میشود. در همین سال ترانهٔ همیشه غایب را با شعری از شهیار قنبری، موسیقی «ویلیام خنو» و تنظیم واروژان اجرا میکند (این ترانه، پیشتر با شعری از ویلیام خنو و با نام ماهی خسته اجرا شده بود). او که رفته رفته، به هنرمند باتجربهای تبدیل میشد، اقدام به جمعآوری آثار خود مینماید و اولین آلبوم خود را با نام زندون دل به بازار عرضه میکند.
دومین آلبومش را با نام یاران درسال 1354 به بازار عرضه میکند و در همین سال به علت اجرای ترانهٔ سال قحطی از طرف رژیم شاهنشاهی به مدت دو سال از فعالیت منع میشود.
درسال 1356، پس ازاعلام فضای باز سیاسی توسط رژیم، فروغی بعد از دو سال ممنوعیت کاری، سومین آلبوم خود را با نام سال قحطی به بازار عرضه میکند. در بهمن ماه همین سال، پدرش در اثر بیماری ذاتالریه از دنیا میرود.
انقلاب و یار دبستانی
درسال 1357، با وخیم شدن اوضاع سیاسی ایران، فروغی اعتراض خود را به اوضاع کشور با انتشار آلبوم بت شکن اعلام میدارد و در همین سال ترانهای به نام روسپی راجرا میکند که هرگز مجوز پخش نمیگیرد.
درسال 1358، بعدازانقلاب، فروغی درایران میماند و کنسرت اجرا میکند که ترانههای این کنسرت را در آلبوم فریدون فروغی در آغازی نو جای میدهد و دلیل نامگذاری آلبوم به این نام، وجود ترانههای ریتمیکی مانند حقه و شیاد است که در کارنامهٔ فروغی مانند آنها وجود نداشت.
بعداز انتشار این کاست، درسال 1359، فروغی ترانهٔ بار دبستانی را برای فیلم از فریاد تا ترور به کارگردانی منصور تهرانی اجرا میکند که در تیتراژ فیلم استفاده میشود. در حالی که هنوز هیچ منع رسمیای برای فعالیت فروغی اعلام نشده بود، به تهرانی خبر میدهند که باید صدای فروغی را از تیتراژ فیلماش حذف کند. در نتیجه جمشید جم خواندن این ترانه را به عهده میگیرد. این ترانه بسیار مطرح و معروف میشود و حتی امروزه بهعنوان نمادی از مبارزه ارزشی خاطرهانگیز دارد. در همین زمان است که زمزمههایی در مورد ممنوعیت فعالیت فروغی شنیده میشود. او در همین سال ترانهٔ کوچهٔ شهر دلم را میخواند.
دههٔ شصت و بعد
درسال 1360 چندترانهٔ خودرا همراه باچند ترانه از کوروش یغمایی درآلبومی با عنوان سُلٰ جای میدهد و طی سالهای 60 و 61، آهنگ چهار قسمتی چرا نه؟ رامیسازد و اجرا میکند. در همین سالهاست که فعالیت نمودن او ممنوع میشود.
در سال 1365 سفر به دوبی، فروغی را تا پای پیوستن به هنرمندان دور از وطن پیش برد، اما پیشنهادهای تهیهکنندگان آن سوی آب او را به رفتن راضی نکرد.
در اسفندسال 1372 با سوسن معادلیان آشنا میشود و در خرداد 1373 باهم ازدواج میکنند. ازدواج، موجب تحولی مثبت در او میشود و دوباره فعالیت خود را از سر میگیرد؛ شعر میگوید، آهنگ میسازد و شروع به تدریس مینماید.
در اسفندماه سال 1377 موفق به برگزاری کنسرتی در تالار حافظ دانشگاه کیش میشود. پس از 4 روز برگزاری کنسرت در کیش، به تهران میآید. علیرغم درخواستهایی که از شهرستانهای دیگر برای برگزاری کنسرت ارسال میشود، با برگزاری آن در شهرستانهای دیگر موافقت نمیشود و فروغی درتابستان 78 و پائیز 79 دوباره به کیش باز میگردد و به اجرای برنامه در هتل آنای کیش میپردازد.
در فروردین سال 1379 به پیشنهاد حمیدرضا آشتیانی پور (کارگردان) و به امید اخذ مجوز، «می تراود مهتاب» را با شعری از نیما یوشیج برای فیلم دختری به نام تندر میخواند اما شرایط تغییری نمیکند. گرچه ترانهٔ فروغی در انتهای فیلم در جشنوارهٔ فجر پخش میشود. پیش از این هم کیومرث پوراحمد نمیتواند مجوز حضور او را بهعنوان بازیگر برای پروژه فیلم گل یخ (که داستان آن در باره زندگی یک خوانندهٔ محکوم به سکوت بود) بگیرد.
وی در روز جمعه، سیزدهم مهر ماه 1380 در منزلش در تهران پارس درگذشت. او را در روستای قرقرک اشتهارد کرج در کنار برکهای کوچک، در سایهٔ کوهی بزرگ و در آرامشی که سالها انتظارش را میکشید به خاک سپردند. شهیار قنبری در مورد مرگ او میگوید: «فریدون فروغی برای دومین بار می میرد. نخستین بار وقتی مرد که نتوانست بخواند و دومین بار وقتی مرد که می خواست بخواند. فریدون را فراموشی و خاموشی کشت».
مرضیه نام هنری اشرف السادات مرتضایی خواننده ایرانی است.
او در سال ۱۹۲۶ در تهران بدنیا آمد. پدر و مادرش از یک خانواده هنردوست بودند و هنرمندانی از قبیل مجسمه ساز، نقاش و مینیاتوریست و موسیقیدان در فامیلش زیاد بودند. اما مادرش بود که بطور خاص او را تشویق به خواندن کرد و در همه دوران حیاتش ازاو پشتیبانی میکرد.
وی در مصاحبهای درباره خود گفته است :
"درزمانی که خانوادههای ایرانی به ندرت فرزندان دخترشان را برای تحصیل علم میفرستادند پدرمن با وجودیکه یک فرد روحانی بود مرا تشویق به آموزش تحصیلات مرسوم زمان نمود. وقتیکه من آغاز به خواندن کردم خواننده شدن برای زنان خیلی غیر عادی بود و درعین حال یک خواننده در آن زمان باید هم دانش مدرسهای میداشت و هم دانش کلاسیک موسیقی و هم چنین یک صدای خوب. در ضمن استادان موسیقی زیادی باید صدای اورا تائید میکردند و همچنین تئوری موسیقی راباید بخوبی میدانست. من سالهای زیادی را به آموختن در زیر نظر استادان بزرگ موسیقی ایرانی گذراندم پیش از اینکه شروع به خواندن کنم.
مرضیه در سال 1942 (1322 شمسی) به جهان موسیقی هنر وارد شد. اولین بار دریک تئاتر که نمایشنامه شیرین و فرهاد را اجرا میکرد (تئاتر باربد) در نقش شیرین بازی کرد .این نمایش 37 شب روی صحنه بود که برای او یک موققیت بزرگ و سریع به بار آورد و با استقبال زیاد مردم مواجه شد.
مرضیه بسرعت نظر استادان موسیقی را به خود جلب کرد و اولین زنی بود که توانست در برنامه گلهای رنگارنگ که برنامهای بسیار سنگین و هنری بود آواز بخواند.مرضیه در حدود 1000 آواز دردوران شکوفایی هنریش خواند که در ارتقای موسیقی فارسی بسیار اثر گذار بود. مرضیه در سال 1373 از ایران به خارج کشور رفته و در فرانسه به تشویق دوستانش مریم و هدایت الله متین دفتری پناهندگی گرفت. اودر انجا به شورای ملی مقاومت ایران اعلام پیوستگی کرد و در سفرهای مختلف








متولد 1340 در تهران.
• ساعت خوش يكي از بهترين و پربينندهترين برنامههاي طنز تلويزيوني شد اما به دليل مشكلاتي كه به وجود آمد برنامه تعطيل شد. 



به دنیا آمد. دوران تحصیلات اولیهٰ خود را در مدرسه حکیم نظامی قم سپری کرد و تحصیلات خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی تا اخذ درجه دکتری از دانشگاه تهران ادامه داد. همزمان با ادامه تحصیل به استخدام آموزش و پرورش درآمد و مدتی هم رئیس فرهنگ قم بود و چندی هم رياست مدرسه عالى قضايى قم را به عهده داشت.بسیاری دکتر مظاهر مصفا را بزرگترین قصیده سرای ایران بعد از ملک الشعرای بهار(محمدتقی بهار) می دانند. برادر بزرگتر وی دکتر ابوالفضل مصفا و خواهر وی خانم دکتر مصفا(مادر فؤاد حجازی آهنگساز معروف) از استادان زبان و ادبیات فارسی هستند. او در جوانی با دکتر امیربانو کریمی(استاد ادبیات دانشگاه تهران) دختر امیری فیروزکوهی(شاعر معروف معاصر) ازدواج کرد و از وی صاحب فرزندانی شد که از آن جمله اند: علی مصفا (بازیگر سینما و تلویزیون و همسر لیلا حاتمی)، کیمیا مصفا (عروس دکتر سید جعفر شهیدی، گلزار مصفا و اسماعیل مصفا.














































































در؟؟؟اصلا با هم جور در نمیاند!






بررسی تخصصی N95



















